تبلیغات
کنکاشی در هنر سینما
کنکاشی در هنر سینما
نقد با آزادی
یادگاری کیارستمی ‌برای زنان سینمای ایرانعباس کیارستمی
«من همیشه به مخاطب فکر کرده ام و سینما برایم بدون مخاطب معنایی ندارد.» این جمله‌های عباس کیارستمی ‌است که موفقیت‌های جهانی او بی شمار شده اند. اما همچنان برایش مخاطب نقش مهمی ‌دارد؛ هرچند این روزها فیلم‌های او را مخاطبان غیر از پرده سینما در خانه‌های خود می‌بینند. در واقع ارتباطی نزدیک‌تر و صمیمی‌تر. آخرین ساخته او «رونوشت برابر اصل» اکنون جزء فیلم‌هایی است که برای حضور در جشنواره کن درخواست داده است. اما ساخته سال قبل او «شیرین» فیلمی ‌بود که از همان ابتدا با واکنش و جلب توجه همراه بود؛ فیلمی‌ که دو بار در جمع مخاطبان ایرانی در ایران به نمایش درآمد. هر دو بار نیز با حضور خود کارگردان. یک بار در گالری ماه مهر و بار دیگر در خانه هنرمندان و در جشن تصویر هنرمند. چند وقت قبل شاید بیش از پنج سال پیش بود که برای عباس کیارستمی ‌در دانشگاه تهران برنامه‌یی برگزار شد و فیلم‌هایش به نمایش درآمد و دست آخر نیز خود او در جمع حضور پیدا کرد. در همان برنامه بود که حضور او با تاکید بر این نکته بود؛ «من از هر فرصتی برای دیدار با مخاطب ایرانی استفاده می‌کنم.» 
یک یادگاری
فیلم شیرین یک رویداد سینمایی و تصویری است. یک فیلم که براساس واکنش صورت‌ها شکل می‌گیرد. شاید بعضی‌ها مانند «اندرو پولور» منتقد روزنامه گاردین چنین اعتقادی نداشته باشند؛ «واقعاً ناراحت کننده است که در سالن سینما بنشینی و واکنش عده‌یی دیگر از تماشاگران سینما را روی پرده تماشا کنی.» کلوزآپ‌های ساده از صورت‌های کسانی که دارند فیلمی ‌را تماشا می‌کنند. همه تماشاگران زن‌اند و فیلمی ‌که دارند تماشا می‌کنند داستان خسرو و شیرین است؛ یک داستان عاشقانه نیمه اسطوره‌یی ایرانی با درون مایه از خودگذشتگی زنانه. مشقت‌های شیرین سیل اشک را بر دیدگان تماشاگران فیلم جاری می‌سازد و صحنه‌های دیگر چون گاز گرفتن لب‌ها، بازی با روسری و توجه محض، همگی بیانگر روایت کلامی ‌فرعی دیگرند.
داستان عامیانه، قدری از کسالت فیلم می‌کاهد و جنبه‌های بصری، ظرافت‌هایی دارند که به چشم نمی‌آیند مثل چهره‌های ترسناکی که در صندلی‌های ردیف‌های عقب نشسته اند. البته اینکه منظور او از این چهره‌های ترسناک آیا مردان غایب و حاضر فیلم است که در پشت صحنه ناظران این تحولات هستند، باز هم برداشت این منتقد است. اکنون که این روزها فیلم «شیرین» را در هر کوی و برزنی می‌توانیم پیدا کنیم فرصتی است تا هم این نقدها را با هم مرور کنیم و هم نظر کارگردانش را بدانیم؛ حرف‌هایی که کیارستمی ‌در این نمایش فیلم گفته و در این روزها بارها شنیده شده است. به یاد داشته باشیم کیارستمی ‌برای ساخت این فیلم که آن را یکی از سخت‌ترین تجربه‌هایش می‌داند دو سال زحمت کشیده و پنج ماه صرف تدوین این فیلم شده است.
 
چند نکته برای دیدن شیرین
برای بسیاری فیلم شیرین فیلمی ‌جذاب است که می‌توان بارها و بارها آن را دید. مثلاً ژان میشل فرودون سردبیر مجله معتبر «کایه دو سینما»، فیلم «شیرین» ساخته کیارستمی ‌را به عنوان فیلم برگزیده در نظرسنجی نشریه انگلیسی سایت اند ساوند معرفی کرده است. یا مثلاً در روزنامه گاردین پس از نمایش فیلم شیرین در جشنواره ونیز، درباره کیارستمی ‌نوشته شد؛ «واقعیت این است که کیارستمی‌طی سال‌های حضور در سینما به تدریج از سینما فاصله گرفته و در تجربه‌های تازه اش بیشتر به یک «هنرمند اینستالیشن» شبیه بوده تا یک فیلمساز.»
البته کیارستمی‌ در این باره معتقد است؛ «وقتی داستانی دنبال می‌شود هم ویدئوآرت است هم سینما یا یک سینماآرت. اگر صدای فیلم را حذف کنیم، آنچه بابت بخش دیداری می‌ماند، خود نوعی هنر است.
 
به عقیده این کارگردان حتی اگر تاثر بازیگران دیده شود، همچون بازدید از نمایشگاهی است که پرتره‌های بسیاری در آن وجود دارد و تماشاگر بعد از دیدن این پرتره‌ها با احساسی بیرون می‌رود که با بازدید از هیچ نمایشگاهی دچار این حس نشده است. فیلم‌هایم با نگاه تماشاگر پایان می‌پذیرد. فیلم شیرین با اینکه داستانی ندارد اما یک فیلم سینمایی است.»
در این مدت بارها منتقدان خارجی درباره فیلم شیرین اظهارنظر کرده اند.

نیل اسمیت
گزارشگر شبکه خبری بی بی سی؛ «تصویر جالب ژولیت بینوش با یک روسری بر سر تنها چیزی است که من از این فیلم با خود خواهم برد. «شیرین» شامل تصاویر نمای نزدیک واکنش زنان مسلمان به فیلمی‌ است که ما فقط آن را می‌شنویم. این تحفه پیچیده، مینی مالیسم را به یک سطح کاملاً تازه می‌رساند.»
دبورا یانگ منتقد نشریه ‌هالیوود ریپورتر؛ «یک چرخش جالب توجه دیگر در کارنامه فیلمسازی کیارستمی.»
 
منتقد نشریه ورایتی؛ «چهره زنان در «شیرین» در مقایسه با فیلم مینی مالیستی «پنج» یک داستان تاثیرگذار است که روایتی نادیده را غیرمستقیم تفهیم یا بازسازی می‌کند.»
نویسنده بلومبرگ؛ «آهسته ترین فیلم، فیلم ادای دین کیارستمی‌ به جمعیت سینمارو و نتیجه پایانی آن پیروزی فرم بر محتوا و وسیله بر هدف است.»
 
شاید دیدن فیلم شیرین برای همه کار آسانی نباشد. نظر دیوید بوردول درباره این فیلم در سینمای ما ترجمه و منتشر شد. چند نکته آن را می‌توان دوباره مرور کرد و برای دیدن فیلم به خاطر سپارد؛
1- زیربنای فیلم «شیرین» اول در فیلم کوتاه «رومئوی من کجاست؟» طراحی شده بود؛ جایی که زنان به تماشای فیلم «رومئو و ژولیت» نشسته بودند. ولی احساسات مستتر در آن فیلم، اینجا با قاطعیت بیشتری عرضه شده اند، به خصوص هنگامی‌ که شیرین می‌گوید؛ «لعنت بر این بازی مردانه که عشق نام دارد،»
2- اولین قطره اشک در دقیقه 38 از صورت زنان فیلم چکیده می‌شود.
3- ماهیت اجرایی که زنان می‌بینند و برایش اشک می‌ریزند، چیست؟ آیا یک نمایشنامه است؟ افکت‌های صوتی سنگین، موسیقی پرالتهاب، و شیوه ضبط صدای بازیگران تداعی گر اجرای یک نمایشنامه نیستند. و سرچشمه صدای قطرات آبی که هر از گاهی از بلندگوی سمت راست به گوش می‌رسد، چیست؟ ماهیت تصویری داستان زدوده شده، ولی حضور داستان در باند صوتی به همان اندازه ملموس است که حضور صورت زنان در تصویر فیلم. چیزی که این زنان به تماشایش نشسته اند، نه سینما است و نه تئاتر، بلکه تلفیقی است از تجربه شدت یافته یک رخداد صوتی-تصویری.
 
کیارستمی‌درباره چگونگی گرفتن این حس‌ها می‌گوید؛ «برای ساخت شیرین، فیلمنامه‌یی در دست نبوده و بازیگران فیلم تنها شش دقیقه به کاغذ سفیدی نگاه کرده و فیلم ذهنی خود را که نشانه قدرت بازیگری آنها است در مقابل دوربین ساخته اند. این فیلم لحظاتی از خصوصی ترین احساسات بازیگران زن سینمای ایران است. در سینمای امروز ایران بد نیست زنی مانند شیرین هم داشته باشیم
 
واکنش منتقدان و مخاطبان ایرانی
این روزها فرصتی فراهم آمده است که منتقدان ایرانی درباره این فیلم بیشتر بنویسند. می‌توانیم به نظرات آنها هم مراجعه کنیم مثلاً مجید اسلامی‌ در وبلاگ هفت ونیم خود سوالی را مطرح کرده است؛ «و من مانده ام که چرا کارگردانی که از دوبله متنفر است، و از بازیگران حرفه‌یی بدش می‌آید، و هرگز تدوین در آثارش نقش برجسته‌یی نداشته، این بار می‌خواهد همه اینها را در کنار هم قرار دهد؟ و چرا فقط زن‌ها؟ چرا گریه؟» به نظر می‌رسد او چندان موافق این فیلم نیست و در میان 80 نفر دیگر هم که نظر خود را در این وبلاگ گذاشتند جمع مخاطبان ناراضی بیشتر است. هرچند کیارستمی ‌در این میان فیلم خود را بسیار دوست دارد و گفته است؛ ««شیرین» فیلمی ‌کاملاً تجربی است. حتی اگر تماشاگران این فیلم را دوست نداشته باشند ذره‌یی به آن شک نمی‌کنم. تماشاگران این فیلم به اندازه کارگردان خلاق هستند. این خصوصیت در آنها وجود دارد که از تخیل خود استفاده می‌کنند.»
منتقد روزنامه گاردین نیز بر این باور است؛ «این فیلم یک اثر ابتکاری و خلاقانه است که شایسته طیف وسیعی از تماشاگران است.»
 
احمد طالبی نژاد نیز درباره فیلم معتقد است؛ «فیلم در ظاهر ساده است، اما می‌توان آن را جدی‌ترین اقتباس سینمای ایران از ادبیات کهن دانست. کیارستمی ‌با ساخت «شیرین» این اقتباس را با توجه به شرایط انجام داده است. آلبومی‌ است از نسل‌های مختلف بازیگری در سینمای ایران. شیطنت‌هایی که کیارستمی‌ در میزانسن‌ها کرده جالب است و این فیلم در تاریخ سینمای ایران می‌ماند. «شیرین» کوششی برای بالا بردن ظرفیت‌های سینما است. چنین فیلمی ‌در هیچ کجای دنیا ساخته نشده است.»
همین تفاوت‌ها نشان می‌دهد که فیلم یک اثر قابل توجه و سوال برانگیز است، به اندازه کافی جذاب و تاثیرگذار است، حرف دارد و می‌تواند آغازگر یک اتفاق باشد.
 
دیدن یا ندیدن
برای دیدن فیلمی‌از عباس کیارستمی ‌کسی تردید نمی‌کند. در بدبینانه ترین شکل بخشی از فیلم را می‌بینند و بعد نظر منفی خود را می‌دهند. اما برای دیدن این فیلم دلایل بیشتری وجود دارد.
به قول کیارستمی‌ «داستان در این فیلم مهم نیست. اتفاق‌هایی که در صورت بازیگرها دیده می‌شود، مهم است. می‌شود فیلم را بدون صدا دید و به دریافت‌های تازه‌یی رسید. همه بازیگرها در این فیلم خوب بودند.»
 
در واقع این فیلم دیدن تصویر بازیگران ایرانی است. مهم نیست بخشی از ذهن مان برای شناختن آنان مشغول می‌شود. اما اینکه آنها در یک سالن تاریک نشسته اند و به یک صفحه خیره شده اند و احساسات خود را بیان می‌کنند یک فرصت است تا بیشتر با این هنرمندان آشنا شویم. آنان دیگر بازیگر نیستند. مهتاب کرامتی و ترانه علیدوستی و پگاه آهنگرانی، هدیه تهرانی، نیکی کریمی ‌و فاطمه گودرزی هستند؛ بازیگرانی که هیچ وقت با کیارستمی ‌کار نکرده اند. شاید به دلیل همین ستاره بودن‌شان و اکنون ما با یک آلبوم روبه رو هستیم که عکس‌های آنها را کنار هم قرار داده است و آنها را در یک فرصت می‌بینیم و نظاره می‌کنیم. شاید ما نتوانیم مانند کارگردان فیلم 50 بار آن را ببینیم، شاید نظرات ما درباره حس‌های مختلف این بازیگران حتی با خود کارگردان هم فرق داشته باشد و شاید به نظرمان برخی اشک‌ها اضافی باشد اما او صادقانه درباره همان اشک‌ها هم نظر دارد و می‌گوید؛ «من قطره اشکی را که از چشم فاطمه گودرزی می‌چکد در این فیلم دوست دارم و این شاید کمی ‌ضدسینما باشد.»
شاید نباید فراموش کنیم که کیارستمی‌ گفته است؛ «شیرین» فیلم آخر من است و از آن جلوتر نمی‌روم.
و همچنان از شنیدن نظر مخاطبان هیجان زده می‌شوم و احساس می‌کنم مخاطب با جزییات کارهای من را دنبال می‌کند.»
 
اکران
آرزوی اکران یکی از فیلم‌های کیارستمی‌ب یش از 12 سال است که بر دل مانده است. شاید دلایل متعددی در این باره وجود داشته باشد. کیارستمی‌ بارها از این موضوع ابراز تاسف کرده است و یک بار نیز هنگام نمایش فیلم در ماه مهر گفت؛ «تصمیم گیرندگان بیش از هر چیز با فیلمسازان مستقل مشکل دارند. متاسفانه جوانان ما نمی‌دانند این ماجرا از کجا آب می‌خورد و تصور می‌کنند من علاقه‌یی به اکران آثارم در ایران ندارم. آنان دوست دارند فیلمسازان ساعت‌ها پشت در اتاق شان بایستند و تقاضای مجوز و وام کنند تا پس از آن فیلم دلخواه آنان را بسازند. اما من با سینمای دیجیتال فیلم می‌سازم که مستقل است.» راستی چه می‌شد اگر این فیلم در سینماها اکران می‌شد؟ در این فیلم حتی منتقدان خارجی از دیدن ژولیت بینوش با روسری و بدون آرایش حسابی تعجب کرده اند. اکران این فیلم خیلی ساده می‌توانست رخ دهد تا حداقل این امکان برای کارگردانش پیش بیاید که نظر مخاطبان را بشنود و هیجان زده شود و احساس کند مخاطب با جزییات کارهایش را دنبال می‌کند. هرچند خود او گفته است؛ «من مدت‌هاست درخواست پروانه ساخت و نمایش نکرده ام و دیگر این کار را نمی‌کنم.» اما مگر معاونت سینمایی نمی‌تواند خود این امکان را فراهم آورد. معاونت سینمایی که این روزها بارها و بارها خواسته خودش را از جنس سینماگران عنوان کند و حتی امکان نمایش فیلم «به رنگ ارغوان» را که پنج سال در توقیف بود در بیش از 50 سینما فراهم کرد. حالا شاید به قول کارگردان وقتی معلوم می‌شد فیلم نمی‌فروشد آن را از اکران برمی‌داشتند.
 
یک سپاس
امسال فیلم «شیرین» آغازگر جشنواره تصویر هنرمند بود. اکنون چهارمین سالی است که این جشنواره برپا می‌شود. این برنامه بخشی از جشنواره‌یی است که سیف الله صمدیان با عنوان جشن تصویر سال از هفت سال پیش تاکنون آغاز کرده و ادامه می‌دهد. او در این سال‌ها به تنهایی این کار بزرگ را ساماندهی کرده است. اتفاقی که در این چهار سال افتاده، نمایش فیلم‌هایی است که در حالت عادی امکان دیدن آنها برای کسی فراهم نیست. مشتاقان زیادی هستند که این روزها در خانه هنرمندان به دیدن فیلم مشغول می‌شوند. این جشنواره امکان این را فراهم کرد تا بیشتر درباره زندگی و نگاه هنرمندان گفته و شنیده شود. در این چند سال فیلم‌های کیارستمی ‌آغازگر این جشنواره بودند؛ بهترین امکان برای رویارویی مخاطب با این فیلمساز جهانی در ایران. خود عباس کیارستمی ‌نیز در این سال‌ها اگر در ایران بوده است آمده و در این شروع همراه بوده است. اگر هم نبوده فیلم‌هایی که درباره او بوده اند جای خالی‌اش را پر کرده اند. در دوره‌های مختلف این جشنواره بود که فیلم‌های کیارستمی‌که درباره عکاسی یا فیلمسازی بود نمایش داده شد. فیلم‌هایی درباره ده یا پنج یا حتی فیلم راه‌ها که برگرفته از سخنان او درباره عکاسی بوده است. در این جشنواره و در این مکان بود که بیشتر درباره فیلمسازی کیارستمی ‌صحبت شد. فیلمی ‌که خود صمدیان درباره کارگاه او در جشنواره مراکش ساخته بود و درباره موبایل بود در این جشنواره به نمایش درآمد. در این جشنواره بود که آثار دانشجویان کیارستمی ‌نیز به نمایش درآمد. درباره درخت و امسال هم درباره چای. این فرصت ارتباطی در اختیار مردم و کیارستمی ‌قرار گرفته تا ارتباطش کاملاً پایان نگیرد و باید سپاس ویژه را نثار «سیف الله صمدیان» برای این ممارست و این ارتباط کرد. البته او این امکان را تنها برای کیارستمی ‌فراهم نکرده است. امسال فیلم‌های 255 نفر در این جشنواره به نمایش درمی‌آید.
منبع: etemaad.ir



طبقه بندی: معرفی فیلم، نقد فیلم،
برچسب ها: نقدفیلم، فیلم،
ارسال در تاریخ 6 اسفند 88 توسط ایمان شهریارزاده
قالب وبلاگ